ســتـاره مــهوا
قبیله فقط یـــک نفـــــــــــــر ... 
پيوندهای روزانه

باران

چه خوب که نمردیم و پای درد کشیده از کار روزانه را بر سطح حیاط خیس از گریه های ابر کشاندیم.

بوی نمناک خاک گرسنه و شاخه های خشکیده روح سرکش مان را نوازش داد.چشم که بلند کردیم

سقف زمین را دیدم که به اشک های محبوس شده در بطن ابرهای دیر آمده لبخند می زد.

باریدن اشک شوق بر اولین باران سال در شهر عزیزم عجیب نیست.

 

 

سایه ها

بهار را در آغوش گرفته ایم اما هنوز پشت پنجره ی پائیز گریه می کنیم.

به جاده های لبخند دل می سپاریم ولی افسوس همچنان مسافر قرن های غصه ایم.

ما کجای این زمین نفس می کشیم که ضرب زمین در ضربان دل مان را به خاک سپرده ایم.

باید سایه ها را فراموش کنیم.ما زنده ایم.

 

 

در جست وجوی زمان

به عقربه ها دست نزن.زمان برنمی گردد وتو نمی توانی دل شکسته را با گذشت زمان تسکین دهی.

چه فرقی می کند که باران ببارد یا من گریه کنم؟تو که چترت را گم کرده ای چرا غبار روی آینه را پاک می کنی؟

چیزی عوض نمی شود.من در غبار خاطرات گم شده ای.کاش لحظه ای به فکر پاک کردن غبار قلب باشی...شاید...در آینه دل...مرا ببینی.

 

 

مهمان بی خبر

پلک هایم بسته است. نفس ام بریده و جامه ام سپید.آسمان می غرد چشم هایم روی هم می رود

نفس هایم شمارش معکوس را به صفر می رسانند و مرگ هیچگاه خبر نمی کند.

هر چند من و تو فراموش اش کرده باشیم.

 

مسافر

نه چتر با خود داشتی و نه روزنامه ونه چمدان که عاشقت شدم...از کجا باید می دانستم که مسافری؟

 

بی تو

بی تو در خلوت خود سنبل نازی دارم

که زشب تا به سحر از غم او بیمارم

بی تو در کنج دلم شور وشعف دیگر نیست

تا تو رفتی زغم ودرد ومحن پر بارم

می کنم نام تو را روی دل ماه تمام

تا تماشا بکنم من که شبان بیدارم

می کنم نام تو را روی درختان بلند

چه کنم من که سحر تا دل شب بیدارم

بی تو در کلبه ی تنهایی خود زار وغریب

تا ابد خرمنی از غصه در این دل دارم

 

 

سکوت

تنها صدایی

که سکوت شب را در هم می شکند

صدای ضبحه ای ست که دوری تو

به لحظه هایم هدیه کرده است

وتو...دراین ضبحه ها پیدایی

و من در احساس تو گم...

 

[ ٢٦ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ メمعینメ ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

از مرگ نمی ترسم من فقط نگرانم ڪـہ در شلوغی آن دنیا مادرم را پیدا نڪنم ... باشـــــگاه پــــــرواز650
امکانات وب


آهنگ لري سيف الدين آشتياني یارم ها میا