خاطرات خیلے ...

 

خاطرات خیلے عجیبن
 
 گاهے اوقات مے خندیم
 بـہ روزایے ڪـہ گریـہ مے ڪردیم
 
 گاهے گریـہ مے ڪنیم بـہ
 یاد روز هایے ڪـہ مے خندیدیم…

/ 10 نظر / 53 بازدید
منصوره

فک میکنم من باید واسه دومین گاهی اوقات بگم: همیشه...

حاجی مهدی

آن گاه که در آغوش تـــــو بود . . . فرشتـــه اش میخواندے حــــــــــالا که در آغوش دیگریست . . . فـــــــــاحشہِ ؟

حاجی مهدی

شنیدین این دخترای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟ یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من! ازدواج که قصد نمی خواد!! خواستگار می خواد که تو نداری!

حاجی مهدی

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان نه به دستی ظرفی را چرک می کنند نه به حرفی دلی را آلوده تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت… حسین پناهی

حاجی مهدی

. نیم ساعت پیش ، خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد ، آواز که خواند تازه فهمیدم ، پدرم را با او اشتباهی گرفته ام ! حسین پناهی .

حاجی مهدی

مورد داشتیم از طرف پرسیدن خواننده مورد علاقت کیه؟ طرف با کلی گذاشتن کلاس و لهجه زبان گوجه خیاری گفته:جنیفر لوپز رو دوست دارم آخرش هم همون طرف رو در حال زمزمه آهنگ “امشو شوشه لیپک لی لی لونه”دیدن :D . .

حاجی مهدی

. وَقـتیـــ کِنـــارَمیـــ ـــ ، جــــایــیـــــ بـَــــرای ِ هیــچ شِتـابـیـــ ـــ نـیستـ ـــ .. مَقـصَـــــد ، هَمـــــینـــ حُضـــ ـــور ِ مـَــــن و تـُـــوسـتـــــــ

حاجی مهدی

فقرا از اینکه به دنیا اومدن غصه میخورن و ثروتمندان از اینکه باید از این دنیا برن ! .

حاجی مهدی

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله … اول یکی یکی جمعشون میکنی تو بغلت بعدشم یکی یکی پرتشون میکنی تو آب ؛ اما بعضی وقتا یه سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمیتونی پرتشون کنی …

زهرا

روزی که دلم پیش دلت بود گرو/دستان مرا سخت فشوردی که نرو/روزی که دلت به دیگری مایل شد/کفشان مرا جفت نمودی که برو