رسم روزگار

هنگامی که غروب نگاهای تو را دیدم برای اولین با در خود شکستم.
دلم می خواست چیزی بگویی ولی تو خیلی بی صدا رفتی.
رفتنت در روزی رقم خورد که دریا با آن همه بزرگی در مقابل اشک های من کم آورد.
انگار رسم روزگار است که خوبان باید بروند...

/ 0 نظر / 6 بازدید